به خاطر یک مشت تومان

سلام
من نه گی ام و نه از همجنسبازی لذت میبرم
این داستان یک تجربه ی ناخوشایند در زندگی من هستش
که هیچوقت فراموشش نمیکنم و از خودم خجالت زدم..
ولی با این حال، این داستان مربوط به ارتباط با همجنس هستش …

 

 

رفیق صمیمیم زنگ زد بهم گفت میخواد بره موهاشو کوتاه کنه اگه میخوام منم باهاش برم..
بهش گفتم : برو من پول ندارم فقط ۵ هزارتومن دارم
+ موهات جنگل شده بیا من میدم بعدا بهم پسش بده
فقط بیا دم خونم از اینجا بریم (آرایشگاهی که همیشه میرفتیم نزدیک خونش بود )
قبول کردم …
پاییز بود ولی هوا سوز داشت رفتم کنار خیابون وایسادم
و یه ۲۰۶ کنارم بوق زد منم سرمو بردم پایین گفتم سر ۳۵ متری..
گفت بیا بالا
سوار شدم حدودا ۳۰..۳۲..۳۳ ساله بود با تیپ و قیافه ی خیلی معمولی ..
یه مدت سکوت بود که یهو سر حرفو باز کرد:
-سیگار اذیتت نمیکنه؟
+نه
-چند سالته؟
+۱۹
-عجب ، چقدر توپولی ! یکم لاغر کن
(من قدم ۱۷۰ و اون زمان وزنم زیاد بود )
+تو فکرشم ..
-دوس دختر داری؟

 

+نه بابا تو این اوضاع بی پولی کدوم دختری با من و امثال من دوست میشه
-عه چرا؟ تو دخترشو جور کن پول و ماشین و خونه و همه چی از من یکی واس خودت یکی واس من…
+ چشم اگه پیدا شد حتما…
(من فقط این حرف و زدم که بحث و جمع کنم ولی اون جدی گرفته بود )
-شمارمو بزن
اولش یکم با تعجب نگاش کردم بعد اصلا حوصله بحث نداشتم گفتم باشه گوشیمو دراوردم شمارشو زدم گفت میس بنداز گفتم شارژ ندارم…
گوشیشو دراورد گفت شمارتو بگو
یکم مِن مِن کردم و اخرش گفتم بابا چی میخواد بشه…
شمارمو گفتم و دیدم یه شارژ ۵ تومنی واسم فرستاد …
شوک شدم…
+این چیه؟
-اسم من هومنه سیوش کن اگه اکی بود برنامه اون دخترا زنگ بزن بهم..
+اینجوری نمیشه … ۵ تومنمو از جیبم دراوردم گرفتم جلوش
-نمیخواد بابا ما رفیقیم از این به بعد تو رفیقمی …
-گذاشتم جیبم گفتم مرسی …
رسیدیم سر ۳۵ متری گفت دقیق کجا میری برسونمت
گفتم نه همینجاس مرسی … چقدر میشه؟
گفت بابا چه حرفیه …
خلاصه پیاده شدم اومدم خونه رفیقم و داسانم واسش گفتم و گفتم من فکر کنم این پسره مشکل داره گفت اره منم همین فکرو میکنم ولی نمیشه هم زود قضاوت کرد …
خلاصه شب برگشتم خونه دیدم واسم یه تکست اومد:
-سلام خوبی؟ چیکارا میکنی؟
جواب دادم:
مرسی شکر هیچی

 

+ ببین راجب اون موضوع میخواسم بهت بگم حالا اگه دخترا پسرم بودن اکیه…
مطمئن شدم که چه خبره …
دیگه جوابشو ندادم از اون شب به بعد مدام تکست میداد ..اوایل چیز خاصی نمیگفت بعد حرفای جنسی میزد … میگفت بت فکر میکنم راست میکنم و از این حرفا…
۲.۳ ماهی گذشت من با یه دختری تازه داشتم جور میشدم…
اینم دیگه تقریبا هفته ای دوتا تکست میداد و واقعا ول کن نبود…
یه بار جوابشو دادم هر چی از دهنم درمیومد بهش گفتم و گفتم مریضی برو خودتو درمان کن …
(من مشکلی با مسئله گی ندارم ولی به نظرم همجنسبازا واقعا مریضن)
من اوضاع مالیم خیلی بد بود و خانوادم از من بدتر و خیلی گرفتار بودیم …ورشکستگی و بدبختی و افسردگی و دعوا..
رفیقای هم سن منم از شانس گهم ۹۰% از این بچه مایدارایه اوضاع ردیف بودن که هرچقدر ازشون فاصله میگرفتم نمیدونم چرا ول کن نبودن هنوزم نیسن … حتی به یکی دوتاشون بدهکار بودم ..
و دیگه روم نمیشد از هیچکدومشون پول بخوام ..
یه شب دیدم پی ام دارم از این هومن کسخل …
بازش کردم دیدم نوشته باهام راه بیا بات راه میام .. داشتم با اون دختره چت میکردم و بحثمون شده بود …
عصابم تخمی بود واسش نوشتم
+بابا گاییدی منو چرا ول نمیکنی؟ چی میخوایی؟ من اهل حال با پسر نیسم از ما بکش بیرون
-اگه بخوایی بت پول میدم
اصلا وسوسه نشدم ولی پیش خودم گفتم بابا من واقعا چ جذابیتی واس این دارم که اینجوری رد داده..
+ پولتو بذار جیبت برو یکی دیگرو بکن
– ببین من نمیکنمت ، فقط بات حال میکنم پولم بت میدم
جوابشو ندادم…
ولی خداوکیلی بد رفته بود رو مخم یه دیوانه ای که نمیدونم از چی من خوشش اومده بود میخواست بم پول بده اونم واس دسمالی …
خلاصه روزای تخمی میگذشت منم روز به روز بدبختیم بیشتر میشد و کارم گیر نمیوردم یا میگفتن سابقه کار نداری ما حقوق نمیدیم تا کار یاد بگیری… یا ماشین و موتور میخواستن که نداشتم… یا میگفتن ما خانم میخواییم یا یه پسر خیلی ردیف قد و هیکل درست…
یه شب که خیلی عصابم کیری بود و از صبح دنبال کار تهران و پیاده زیر و رو کرده بودم و مترو رو حفظ شده بودم… پاهامم افتضاح تاول زده بود …
۹تا پیامی که از هومن داشتم و باز کردم
کس شر نوشته بود ..
واسش نوشتم :
چقدر میدی؟
جواب نداد
نصفه شب دیدم جواب داده
اولش گفتم بیخیال بابا عصبی بودم یچی گفتم بعد گفتم بذار حداقل ببینم چقدر گفته..
دیدم نوشته:
به به بالاخره راضی شدی … بیا قول میدم ناراضی نری …
+ مبلغ بگو چرت نباف ..
– چقدر میخوایی؟
+ من کون نمیدم …

 

– اکی نده .. من واس هرکاری که برام بکنی یه مبلغ میذارم
دست به کون و رونت و کیرت میزنم ۵۰۰ میدم
لاپایی بهم حال بدی ۷۰۰ میدم
ساک بزنی برام ۱/۰۰۰/۰۰۰ میدم
کون بهم بدی ۱/۰۰۰/۰۰۰ میدم
(دقیقا همین مبالغ گفت اون موقع)
حالا اگه راضی باشی همه جوره حال کنیم باهم چقدر میشه؟
شاید باورتون نشه من اصلاااا چیز خاصی نیسم و همیشم به نظرم تخمی ترین بودم و پشمام ریخته بود که فاز این چییییه؟
گفتم میخواد بپیچونه…
+هه ..اسکل کردی؟ تو یه هزاریم نمیدی حال میکنی میری ..
-اول جلو چشمت پولو میریزم یا نقد بت میدم بعد شروع میکنیم…
جوابشو ندادم …
۱ هفته واقعا درگیر بودم که چیکار کنم سه میلیون و خرده ای برام کم نبود…
خلاصه بهش پیام دادم من هیچ جوره نمیتونم بت کون بدم و ساک بزنم ولی بقیشو اکیم …
گفت من خونم پره فرداشب بیا میریم یجا تو تاریکی تو ماشین …
وحشت کرده بودم … خیابون … پسر… حالم داشت بهم میخورد و مدام فکر میکردم پول ارزششو داره؟
و ظاهرا واس یه جوون ۱۹ ساله بی چیز داشت…
فردا شبش
فکر کنم ساعت ۹:۳۰ اینطورا بود
رفتم سرقرار باهاش و نشستم تو ماشین
یه مسیر پیچ در پیچی و میرفت که همه جام باغ بود اکثرا ..یک ساعتی رفتیم تا رسیدیم..تو راهم یه کلمه نه اون حرف زد نه من … یخ کرده بودم و اصلا فکرم کار نمیکرد..
نگه داشت… تاریک بود هیچچچچ کس نبود فقط صدای پارس سگ میومد…
دستشو گذاشت روی پام و شروع کرد به نوازش کردن ..
از زیر صندلیش یه مشما مشکی دراورد گفت بشمارشون…
نگاه کیسه کردم و فقط بازش کردم دیدم توش تراوله بستمش..
رونمو میمالید گه گاه یه دستی به سینم میکشید هیچ حسی نداشتم واقعا…

 

یهو دست برد کمربندمو و باز کرد کیرمو که خوابیده بود از شورتم دراورد سرشو اورد پایین .. گفتم چیکار میکنی ؟ گفت من میخوام توام حال کنی این راست نباشه که حال نمیده.
کیرمو کرد تو دهنش شروع کرد میک زدن مث یه جنده میک میزد و واقعا داشتم حال میکردم و همش تصور میکردم یه دختر داره اینکارو میکنه مخصوصا که صورتش و زده بود هیچ حس نمیکردم یه مرده …
یکم بعد چشمامو باز کردم دیدم کیرم راست منو ول کرده داره کیر خودشو میماله از رو شلوار، درش اورد دستمو گذاشت روش … توف کردم رو کیرش و براش میمالیدم همونطوری که تو تنهاییام جلق میزدم برای خودم… حال میکرد و ناله میکرد میگفت سریع تر دستمو سریع تر تکون میدادم ولی کیرش کلفت بود واقعا سخت بود برام .. یهو گفت پیاده شو …،گفتم عقل نداری ؟ یکی بیاد چی گفت نمیاد میگم پیاده شو…
پیاده شدم دستمو گذاشتم رو ماشین
اومد پیرنمو باز کرد سینه هامو لیس میزد کیرشو میمالید با دستش … میگفت جووون پسرای چاق خوبیشون اینه ممه ها و کونشون گندس .. سینم و میگرفت دستش میمالید … گفت برگرد … نگاش کردم
گفت: نمیکنمت بابا… برگرد…
برگشتم شلوارمو کشید پایین دست میزد به کونم و میگفت اخ چ کونی چ کون نرمی … کیر خیسشو گذاشت لای پام و عقب جلو میکرد … کیرم داشت از درد میترکید گرفتمش دستم مالیدمش … سینه ها مو از پشت گرفته بود و کیرش لای پام بود …
یهو صدا پا اومد!
جفتمون ترسیدیم سریع سوار ماشین شدیم.(نزدیک بود با مغز بخورم زمین).. یه پیر مرده اصلا انگار کوره … رد شد رفت.. دیدم میخنده گفت سکس با هیجان یچیز دیگس…
دوباره شروع کرد کیر منو مالیدن و منم کیر اونو میمالیدم …
تو همون حال گفت داشبورد و باز کن … باز کردم یه دسته تراول توش بود گفت ساک بزنی مال تو میشه …
پول و نگا کردم کیرشو نگا کردم …
دل و زدم به دریا کردم تو دهنم چشمامو بستم سعی میکردم مث چیزی که تو فیما دیدم واسش بخورم و دو سه بارم عق زدم که اون خندید …
اونم دست کرده بود لای کونمتوف میزد و با سوراخ کونم بازی میکرد یا لوپ کونمو میگرفت میمالید … یا تخمامو میگرفت دستش بازی میکرد !
من ارضا شدم ابم ریخت رو شلوارم ولی اون نفسای عمیق میکشید… همش تو این فکر بودم این چرا ابش نمیاد که یهو لوپ کونمو فشار داد یه نعره کشید ابش پاچید بیرون… خیلی حالم بد بود … بغض گلومو گرفته بود پیاده شدم مدام توف میکردم رفتم یه گوشه بشاشم و اشکانو پاک کنم نبینه.
اومد یه دونه زد به کونم کنارم واستاد به شاشیدن گفت: یکی از بهترین سکسام بود .. حتی با دخترم اینجوری حال نکرده بودم… اصلا همین که بم ندادی خوب بود ولی فکراتو بکن اگه خواستی بدی سر پیشنهادم هستم .. رفتم نشستم تو ماشینش… اگه میدونسم کدوم گوریم خودم میرفتم ولی نمیدونسم اونم اومد نشست اهنگ گذاشت دوتا سیگار روشن کرد کشیدیم …رسوندم نزدیک خونه و رفت…

بازم پیام میداد و از اون شب میگفت و میگفت بازم میخواد

 

 


خطمو عوض کردم و سعی کردم فراموش کنم کثافت کاری که کردمو
سرجمع ۴ و خرده ای بم داده بود که ۲تومنش و به بابام گفتم قرض کردم قراره واس رفیقم کار کنم جبران بشه..یه بدهی کوچیکشو داد…
یکمم به خونه دادم و خرید کردیم…
یه چیزم موند تو جیبم …
میدونم ممکنه باور نکنی و فحش بدی ولی راسش به تخمم نیست باور تو… فقط میخواسم خالی بشم و به یکی بگمش..
متاسفم واقعا واس خودم که اینکارو کردم…
چون واقعا من این ادم نبودم و نیستم…
از اون به بعدم ۳بار سکس داشتم که یه اتفاق عجیبی برام افتاده نمیدونم چرا که نمیتونم ملایم سکس کنم انگار از دخترا بدهکارم ( طلبکارم درسته حمال بی‌ سواد) یا پدرمو کشتن کسی میدونه چرا؟
اگه خواستید اونارم میگم..

One Comment

on “به خاطر یک مشت تومان
One Comment on “به خاطر یک مشت تومان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *